مشتاسنگ بالضم،سنگ فلاخن،و بعضى گفتهاند سنگ بزرگ كه ميان آن سوراخ كرده باشند كه بمشت گيرند على شطرنجى گويد: بيت تيغ بهتر ز طعنۀ دشمن مشت بهتر ز سنگ مشتاسنگ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1340) 
بر وزن مرادسنگ سنگ فلاخن را گويند و فلاخن چيزى از پشم باشد بافته شده كه شبانان بدان سنگ اندازند و سنگ بزرگى را نيز گويند كه در ميان آن جاى دست ساخته باشند و آن را به مشت گرفته بردارند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص861) 
- سنگ فلاخن را گويند و (1)درين معنى شنگ است يا تصحيفخوانى مشنگ (از حاشيۀ برهان). (2)منگ، تخم گياه بنگ يا دانۀ كتب (كنف است). (3)منج. (4)در قزوين نيز هنوز متداول است آنچه در تهران تنبوشه گويند اما بضم اول. بمعنى سنگ بزرگ كه در ميان آن جاى دست كرده باشند كه بمشت آن را گيرند نيز بنظر رسيده. مثال على شطرنجى گويد و هر دو معنى از اين بيت مىتوان فهميد: بيت تيغ خوش تر ز طعنۀ دشمن مشت بهتر بسى ز مشتاسنگ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1337) 
(اسم مرکب) سنگ فلاخن. ¦¦سنگ بزرگى كه در ميان آن جاى دست ساخته باشند و آن را به مشت گرفته بردارند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2718) 
فلاخن . 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص31) 